همین بس
رادین جهان به نامِ تو آرام و آشنا شده است دلم کنارِ تو محکم، به خویش باز شده است نه از سرِ نیاز و نه تکیه بر تو بوده است که با حضورت ای رادین، ره من ره شده است قدمبهقدم، نفسبهنفس، کنارِ هم زمان گواهِ من و تو، قرار شده است اگر هجومِ شب آمد، اگر زمانه شکست دلم به نورِ نگاهت دوباره وا شده است جهان اگر همه یکسو، من و تو سویِ دگر همین که با هم هستیم، بردِ کار شده است نه سایهام، نه سدی بر مسیرِ پروازت کنارِ تو پدرم؛ این وقار، جا شده است عشق، در صدای من هرگز هراس نداشت که...


